سيد محمد دامادى
110
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
معروف پناه بردند ( تاريخ السّلجوقيّه لعماد الدّين الكاتب صص 219 - 221 ) ، 5 - جمال الدّين محمود بن عبد اللّطيف [ بن محمّد بن ثابت ] الخجندى كه با برادرش صدر الدّين محمّد مذكور به خدمت جمال الدّين جواد پيوستند ، پس از مدّتى سلطان مسعود از ايشان راضى شده خلعت و تشريف براى ايشان فرستاد و ايشان به اصفهان مراجعت كردند عماد الدّين كاتب مىگويد در سنهء 543 در بغداد او را ديدم و با هم به طرف اصفهان مراجعت نموديم ( تاريخ السّلجوقيّه ايضّا ) ، ناگفته نماند كه در شورش ضدّ شافعى اصفهان در نيمهء اوّل سدهء ششم و در ميان سالهاى [ 529 - 547 ه ق ] كه جامع شهر و مدرسهء نظاميهء مخصوص شافعيان و كتابخانهء آن توسّط اسماعيليان به آتش كشيده شد خاندان خجنديان كه رياست مذهبى شهر و إشراف بر نظاميّهء اصفهان را بر عهده داشتند از بيم جان گريختند و صدر الدّين محمّد و برادرش جمال الدّين محمود در موصل به جمال الدّين وزير اصفهانى معروف به « جواد » [ در گذشته 559 ه ق كه از نويسندگان ديوانى عصر سلجوقى بود و به وزارت در دستگاه اتابكان موصل ارتقا يافت ] پناهنده شدند و مورد اكرام و احسان وى واقع گرديدند . 6 - صدر الدّين محمود بن عبد اللّطيف بن محمّد بن ثابت الخجندى كه مدّتي در بغداد ناظر مدرسهء نظاميّه بود و بعد از آن به رياست شافعيّه در اصفهان منصوب گرديد و در سنهء 592 سنقر طويل شحنهء اصفهان به سبب عداوتي كه بين ايشان بود او را بكشت ، 7 - صدر الدّين عبد اللّطيف بن محمّد بن عبد اللّطيف [ بن محمّد بن ثابت ] الخجندى المتوفّى سنة 580 از اعاظم روساء اصفهان و از فضلاء و ادباء معروف او را به عربى و پارسى اشعار خوب است ، ظهير الدّين فاريابى را در حقّ او هجوى است كه در تذكرهء دولتشاه مذكور است ( لباب 1 : 365 - 366 ، ثر 11 : 210 ، 336 ، دولتشاه ص 112 - 113 ، هف 236 . ) 8 - جمال الدّين بن صدر الدّين مذكور ( لباب 1 : 266 - 268 ، هف 263 . كه سهوا جلال الدّين نوشته است ) ، [ تعليقات مرحوم محمّد قزوينى بر لباب الألباب صص 354 تا 356 مجلّد اوّل طبع ليدن ] - براى اطّلاع از فتنهها و مظالم و آشوب روزگار در منطقهء عراق در سدهء ششم